1مقدمه: علیرغم پیشرفت های قابل توجه در مراقبت های بالینی، آسیب های نخاعی و عوارض پایدار همراه آن همچنان یک وضعیت غیرقابل درمان با عواقب جسمی و روانی مخرب برای بیماران و مراقبان است. تشخیص بالینی آسیب های نخاعی عمدتاً بر مبنی اختلالات عصبی است. در سال های اخیر، از تکنیک های تصویربرداری برای ارزیابی آسیب های حاد نخاعی استفاده شده است. با این حال، در بسیاری از مراکز، تکنیک های تصویربرداری پیشرفته در دسترس نیستند یا وضعیت ناپایدار بیمار استفاده از رویکردهای پیشرفته را محدود می کند. از آنجا که پیش بینی قابل اعتماد بهبودی در مرحله حاد برای انتخاب درمان محافظت کننده عصبی مناسب حیاتی است ، نیاز مبرمی به شناسایی و بکارگیری روش های جدید برای پیش بینی و برنامه ریزی دقیق تر جهت کاهش عوارض دائمی وجود دارد.شناسایی نشانگرهای زیستی برای پیش بینی آسیب نخاعی به مدیریت بیماران آسیب دیده کمک می کند و از تشخیص و درمان دقیق پشتیبانی می کند. برخی از پروتئین ها به عنوان نشانگرهای زیستی امیدوارکننده برای آسیب سیستم عصبی مرکزی، چه در مایع مغزی نخاعی (CSF) و چه در سرم خون، شناسایی شده اند. هدف این بررسی ارزیابی نقش های تشخیصی و پیش آگهی این پروتئین ها و نشانگرهای زیستی عصبی- ساختاری در آسیب نخاعی است. نتیجه گیری: شناسایی نشانگرهای زیستی- شیمیایی در مدیریت آسیب طناب نخاعی از اهمیت بالینی چشمگیری برخوردار است. این نشانگرها پتانسیل قابل توجهی برای ارزیابی عینی شدت آسیب اولیه، پیش بینی پیامد عصبی و پایش بهبودی و عوارض ثانویه دارند. مطالعات نشان می دهد می دهند که سطح این نشانگرها در سرم خون و مایع مغزی- نخاعی با درجه آسیب بر اساس مقیاس های بالینی استاندارد همبستگی دارد و می تواند بین بیماران با پیش آگهی خوب و ضعیف تمایز قائل شود. با توجه به دسترسی محدود و ماهیت تهاجمی نمونه برداری از CSF، تحقیقات به طور چشمگیری بر شناسایی نشانگرهای زیستی قابل اعتماد مبتنی بر سرم متمرکز شده اند. علاوه بر این، پویایی زمانی متمایز بیان نشانگرهای زیستی در مرحله حاد (منعکس کننده آسیب اولیه) در مقابل مرحله مزمن (تحت تأثیر عوارض سیستمیک) نیاز به تعریف نشانگرهای خاص مناسب برای هر مرحله را برجسته می کند.